تبليغاتX
رویاهای من
رویاهای من
حرفای من-درددل هام-شعر و...
یه اعتماد ساده

 

تنها

گفتی که آغوش تو امن ترین جای دنیاست. بهت اعتماد کردم.

گفتی که هرگز منو رها نمی کنی .بهت اعتماد کردم.

گفتی که هروقت صدات کنم پیش من خواهی بود.بهت اعتماد کردم.

گفتی عشق حق هر آفریده ایه.

گفتی تمام هستی لایق عشق ورزیدنه.

گفتی که نمی خوای هرگز چشمای منو غمگین ببینی.بهت اعتماد کردم.

 

می بینی همه چی از تو بود

               سهم من فقط یه اعتماد ساده بود.

                                                            یه اعتماد ساده!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 16:30  توسط رویا خانوم  | 

باز دوباره اتفاق می افته...

توی مشتم می گیرمت!

محکم!

تا بتونم نگهت دارم .

اما مثل دونه های کوچولوی شن از لای انگشتام فرار می کنی و می ری .

مشتمو وا نمی کنم .

می دونم یه تکه هایی از تو نتونستن خودشونو از من جدا کنن.

اینو می دونم چون جای خالی تکه هایی از خودمو حس می کنم .

 

دیگه دردم گرفته ... دیگه نمی تونم... ایندفعه نمی تونم رفتنت رو تماشا کنم...

دیگه تکه های من تموم شده...دیگه خسته شدم........... 

دیگه دردم گرفته ... دیگه نمی تونم... 

دیگه دردم گرفته ... دیگه نمی تونم... 

دیگه دردم گرفته ... دیگه نمی تونم... 

دیگه دردم گرفته ... دیگه نمی تونم... 

2 نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 16:34  توسط رویا خانوم  |